تبلیغات در اینترنتclose
نقد بازی Dead Space3

نقد بازی Dead Space3

نقد بازی Dead Space3

نقد بازی Dead Space3


زمان جاری : پنجشنبه 30 دی 1395 - 8:00 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم



وقت بازی
ارسال پاسخ
تعداد بازدید 665
نویسنده پیام
salaravr آفلاین


ارسال‌ها : 47
عضویت: 14 /4 /1394
محل زندگی: بجنورد
سن: 20

تشکر شده : 1
نقد بازی Dead Space3

قطعا متوجه این موضوع شده اید که روزگار عناوین ترسناک، در حال حاضر اوضاع چندان سامان یافته ای ندارند. اگرچه خیلی از این عناوین، مانند Silent Hill: Downpour بازی مورد قبولی بودند، اما آنچه که از دیدگاه اکثر منتقدان و بازیبازها بود، عدم وجود ترس کافی و ضعف در این بخش نسبت به قسمت های قبلی آن سری بازی است. سری بازی های فضای مرده که نخستین قسمت آن در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، با یدک کشیدن المان های جدید برای ترس، بخصوص در بخش صداگذاری، موفق شد که خیلی از عناوین نامدار و کهنه کار این سبک را در زمینه ی ترس کنار بزند. قسمت دوم این بازی نیز به از گذشته عمل کرد و نام Dead Space را در زمره ی شاهکار های این نسل واقع ساخت. قسمت سوم فضای مرده هم منتشر شد. شک نکنید که این قسمت نیز راه قسمت های پیشین را ادامه داد و موفق شد تا باری دیگر، تحسین را در کنار نام Dead Space بیاورد.
وقتی همه چیز برملا شود
وقایع بازی دقیقا پس از پایان نسخه دوم رخ می دهد. شخصیت اصلی بازی آیزاک کلارک (Isaac Clarke) است. زمین شناسی که نا خواسته، و در جایی بسیار فراتر از زمین درگیر نبرد با نکرومورف ها می شود. حال که او پس از آشنایی با الی لانگ (Ellie) موفق به فرار از آن سیاره ی منحوس شده، در نسخه سوم و در حالی که Soreveign ها بر بشریت حکومت می کند، آیزک با کاپیتان کارور (Carver) آشنا می شود و با گروه او تصمیم به نابودی مخالفان زیست بشریت می گیرند. در همین راستا است که پس از ردیابی Soreveign ها، آنان دست می یابند که یک سیاره یخ زده منشا اصلی وجود نکرومورف ها و Marker هاست. داستان بازی در همان ابتدا واضح و روشن به نظر می رسد و از ریشه برچیدن نکرومورف ها و مارکرها را هدف اصلی آیزک و همراهانش معرفی می کند. اما چند غافلگیری و حفره ی بزرگ مسیر داستان را تغییر می دهد. شیوه روایت داستان فوق العاده است و به لطف دیالوگ های بین کاراکترها و کات سن های زیبا روایت می شود. البته اگر اهل گشت و گذار در محیط های زیبای سومین فضای مرده باشید، می توانید از دست نوشته های هک شده برروی دیوارها استفاده کنید؛ همچنین مانند نسخه قبل، دیالوگ های ضبط شده ی ساکنین از بین رفته سیاره ی معهود، در این امر یاری رسان شما هستند. پیچیدگی داستان بازی این بار با افزایش کمیت NPC ها همراه شده که موجب آن می شود تا آخرین سکانس بازی، مجبور به دنبال کردن و تامل برروی آن شوید. وقتی برروی یک سیاره، میلیون ها کیلومتر دورتر از زمین باشید، بدون شک حضور همراهانتان در این سیاره دورافتاده، باعث می شود تا ارتباط بیشتری با سایر شخصیت های حضور یافته در بازی برقرار کنید.

خداحافظ بی تجربگی
پس از معرفی Dead Space 3 همگان با اعتماد بر Visceral Games بی صبرانه در انتظار عرضه هرچه زودتر این بازی شدند. اما یک عامل باعث شد تا خیلی ها از این عقیده بازگردند. آن عامل تنها پیشرفت آیزک در زمینه های مبارزه ای بود. بعنوان مثال می توانید کاور بگیرید، سریع بدوید و برروی زمین بغلتید.آیزک، سوآپ مک تاویچ نیست. آلکاتراز هم نیست. او هیچ سابقه ی نظامی ندارد و علوم فیزیک و شیمی، بخش اعظم زندگی او را متشکل است. اما حالا که او توانسته از پس سیاره ای مملو از نکرومورف برآید، چطور توقع دارید که او همچنان با ترس و آهستگی قدم بردارد و یک تیرانداز ضعیف باشد و هیچ پیشرفتی در زمینه ی بدنی نداشته باشد؟مطمئنا اصل شخصیت پردازی و داستان بازی، بر گیم پلی DS3 تاثیر مستقیم گذاشته و به لطف حرفه ای بودن سازندگان، این پیشرفت هیچ کاست چشمگیری از ترس بازی را موجب نشده است. سیستم کاورگیری بازی آن چیزی نیست که در چرخ دنده های جنگ دیدیم. یک سیستم کاورگیری بسیار ساده است که در نبرد با نکرومورف های احمق و سریع، هیچ کارآمدی ندارد. اما در اندک درگیری ها با Soreveign Colonies همین سیستم کاورگیری ساده، بسیار کارآمد و مثمر واقع می شود. سریع دویدن در بازی نیز موجب شده تا مراحلی با محوریت فرار بوجود آید تا در تنوع مراحل تاکید داشته باشیم. همچنین غلتیدن آیزک که دادن جای خالی را موجب می شود، باعث شده تا باس فایت های بازی پرمحتواتر و لذت بخش تر باشد.
یک هدف: نابودی و بقا
همانطور که ذکر شد، اکشن بازی نسبت به قسمت های پیشین آن گسترش بیشتری یافته است. در بخش اکشن، بایست یک تیرانداز تقریبا ماهر باشید. چرا که تنها هستید و نکرومورف ها هم به شما امان تعویض خشاب و نشانه گیری دقیق نمی دهند. خوب یا بد، نسبت به نسخ قبلی، حملات سیلی و دسته جمعی نکرومورف ها بیشتر شده که برای گذشتن از چنین سد محکمی، بایست به اسلحه ای قوی نیاز داشته باشید. اما یکی از بخش هایی که در قسمت های پیشین نیز شاهد آن بودیم، متوقف ساختن حرکت دشمنان به مدت چند ثانیه بود که در سومین فضای مرده، باتوجه به افزون تعداد نکرومورف ها، کارآمدی بیشتری دارد. از نظر تامین مهمات نیز، باتوجه به اینکه در یک سیاره تقریبا مجهز به سیستم های دفاعی هستید، نسبت به نسخ قبلی کار آسان تری در پیش دارید اما این هیچ توجیه و دلیل مناسبی برای عدم بکارگیری مدیریت در بازی نیست.اما یکی از لذت بخش ترین امور در بخش اکشن DS3، سیستم ارتقا سلاح به لطف دستگاهی به نام BENCH است که پراکندگی منظمی در محیط های بازی دارند. سیستم ارتقا اسلحه گسترش چشمگیری داشته و می توانید، اسلحه تان را با سلیقه ی خود تطبیق دهید. البته برخی ارتقاها اجباری است چراکه درصورت عدم حضور آن، قادر به پیشرفت در ماموریت ها نیستید. علاوه براین، در ابتدای بازی با موجوداتی آشنا می شویم که با همان اسلحه ای که ابتدای بازی تقدیممان شد، قادر به کشتن آنها نیستیم. درمجموع، سازندگان براین بخش تمرکز خوبی داشته اند و گسترش آن، مایه ی تحسین است.
اما چه چیزی به اکشن و نام فضای مرده، ارزش می دهد؟ ترسناک بودن این بازی و ایجاد حس بقا، هسته ی پاسخ به این سوال است. توصیف حملات ناگهانی نکرومورف ها، واقعا دشوار است. از شاخص ترین ویژگی های این سری بازی، ناتوانی در حدس حمله دشمن است. دقیقا زمانی که متمرکز بر ماموریت خود هستید و توقع حضور هیچ کسی را در اطراف خود ندارید، با خوش آمد گویی نه چندان دلچسب نکرومورف ها مواجه می شوید. تاریکی های محیط و دیواره های خونین و درکل، وجود محیط های مخوف، قوت بخش ترس بازی هستند که چهره های نه چندان زیبای نکرومورف ها و قطعه قطعه شدن اعضای بدن آن ها، از سایر عوامل مثبت آن است. حضور ناگهانی نکرومورف ها، در طول بازی در یک خط افقی خلاصه نمی شود. به لطف تنوع در محیط و انواع متفاوت این موجودات کریه، هر بار به گونه های متفاوتی ظاهر می شوند. حتی اگر از آخرین ذخیره دوباره بازی را آغاز کنید، مسیرها و مکان های ظاهر شدن نکرومورف ها متفاوت می شود.در مورد نوار سلامتی بازی نیز، با احترام به سبک ترس و بقا، باید مراقب آن باشید و تفتش در محیط را بی ارزش ندانید چرا که در مسیرهای اصلی، آنچنان که باید، خبری از دارو و تجدید سلامتی نیست. لازم بذکر است که پر کردن نوار سلامتی توسط خود شما صورت میگیرد. پس اگر توسط چندین نکرومورف محاصره شدید، اقدام به تجدید نوار سلامتی را فراموش نکنید.
باس فایت ها نیز این بار پرداخته شده تر هستند. به لطف توانایی سریع دویدن و غلتیدن، و البته سیستم Knesis (توقف دشمنان از حرکت) این بخش از زیبایی بیشتری نسبت به نسخ قبلی بهره مند است و اگر از جمله کسانی هستید که از کمبود تعداد باس فایت ها در دومین فضای مرده گله مند بودید، باید گفت که Visceral به این عقیده ی شما احترام گذاشته است.پازل ها و معماهای بازی نیز متناسب با سبک این عنوان، طراحی جذاب و نسبتا چالش برانگیزی دارند و این مهم، در اولویت نخست بر تنوع مراحل تاکید دارد.همچنین این بازی همچون قسمت های قبلی آن از چهار درجه سختی بهره می برد که سختی یک بازی ترسناک را به رخ می کشد. البته تعادل در این بخش کاملا رعایت شده و نگرانی برای ناتوانی در اتمام بازی وجود ندارد.در مورد بخش Co-op هم باید گفت که به همان زیبایی بخش تک نفره ی آن است. شاید به همان اندازه ترسناک نباشد، اما صریحا پیشنهاد می کنم که تجربه ی آن را از دست ندهید.
سرما را حس کنید
سری بازی های فضای مرده به لطف موتور گرافیکی داخلی شرکت سازنده، یعنی Visceral Engine همیشه از دیدگاه گرافیک مورد تمجید واقع شده اند. فضای مرده ۳، با تکامل بخشیدن به این شاخص، گرافیکی فوق العاده را نمایان می سازد. گرافیک فنی بازی با احترام به فضای علمی تخیلی، در به تصویر کشیدن بناهای فلزی، حرف های زیادی برای گفتن دارد. گرافیک هنری بازی هم با افکت هایی که جهت افزایش ترس در بازی بکارگرفته شده، بازهم بر چشم نواز بودن گرافیک این بازی تاکید دارد.محیط های برفی سیاره ای که در آن حضور دارید، ضمن کولاک همیشگی آن و با ردپاهای دلهره آور نکرومورف های غول آسا، فریاد زیبا بودن گرافیک DS3 را سر می دهند.طراحی چهره ها نیز فوق العاده طبیعی هستند و به لطف فیزیک بازی، حرکت تمام کاراکترها، سعی در به رخ کشیدن یک گرافیک real و بی نقص دارد.

تکامل هنرنمایی فضای مرده
سرو صداهای عجیب و گنگ، از شاخص ترین المان هایی بود سازندگان این بازی، چه در قسمت های پیشین و چه در نسخه سوم، از آن بهره ی چشمگیری بردند. صداهای جیغ مانند نکرومورف ها و فریاد انسان های گرفتار بیگانگان، و غرش نکرومورف های بزرگ پیکرو کوبیده شدن درب ها، همگی دلهره را به شما هدیه می کنند. علاوع بر این، صدا گذاری این بازی آن قدر مبهم و طبیعی به مرحله اجرا رسیده که به جرات می توان گفت، هیچ کمکی به شما نمی رساند تا خود را برای مبارزه با دشمنانتان آماده سازید بلکه در خلاف همین جهت، یعنی در ترس بیشتر بازی موکد است.موسیقی های بازی نیز توسط دو موسیقیدان شناخته شده ساخته شده اند. یکی از آنان Jason Graves می باشد که در ساخت موزیک های Dead Space های قبلی نیز دخیل بوده. DS2 به لطف همین آهنگساز موفق به کسب جوایز معتبر و فراوانی در بخش موسیقی و صداگذاری شد و مطمئن باشید که DS3 در این بخش، علاوه بر ادامه راه نسخه های قبل، بهینه ساختن آن را فراموش نکرده است.
خیلی از بازیها، وقتی قسمت های بعدی آن ها ساخته می شود، گرفتار واژه ی تکرار می شوند و اگر هم تغییرات زیادی در آن ایجاد شود، داد بازیبازها را در می آورند و به سرنوشت Resident Evil 6 دچار می شوند (چرا که این بازی موفق به جلب تحسین بازیبازها نشد).بایست به Visceral Games و EA تبریک گفت که موفق شدند ضمن احترام به اصالت یک بازی، تنوع در آنرا بوجود بیاورند و نام آنرا، برای مدتی دیگر بعنوان یک شاهکار، بر سر زبان بازیباز ها نگه دارند.
نقد و بررسی این بازی با توجه به نسخه X360 آن به نگارش در آمده است
داستان:۴۰/۴۰
گرافیک: ۳۶/۴۰
گیم پلی: ۴۰/۴۰
جذابیت:۴۰/۴۰
نمره کل: ۳۹/۴۰

پنجشنبه 26 شهریور 1394 - 12:51
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

وقت بازی